ايرج افشار

308

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

دورادور ميدان نقش جهان يك نهر آب جريان داشته كه اطراف آن را [ 31 ] « 1 » سنگفرش كرده و به فاصله‌هاى معيّن درخت كاشته بودند . در وسط ميدان نقش جهان چوب بلند يا دكلى نصب بوده كه شاه در مواقع تفريح امر مىداده است جام طلايى بر سر آن قرار مىداده و يكى از سواران او به تاخت از زير آن چوب مىگذشته و در حال قيقاج آن را با تير مىزده و در صورت اصابت تير جام از آن او بوده است و گاهى هم خود پادشاه در اين مسابقهء تيراندازى شركت مىكرده است . در دو طرف شمالى و جنوبى ميدان به فاصلهء هفت هشت قدم دو ميل سنگى پنج شش قدمى قرار داده‌اند كه در حكم دروازه است . اين دروازه‌ها براى مواقع بازى گوى و چوگان بوده . كسانى كه براى اين بازى حاضر مىشدند بايد در حال سوارى با چوگانهاى بلندگويهاى مرمرى را از ميان اين دو ميل خارج كنند . بازى گوى و چوگان از بازيهاى شاهانهء مخصوص ايران است و از خيلى قديم معمول و اسباب تفريح سلاطين بوده . حتى بعد از انقراض ايران به دست عرب خلفاى عبّاسى آن را تقليد و اقتباس كرده و با آن تفريح مىنموده‌اند . بعد از اسلام بازگوى و چوگان در ميان سلاطين و امراى ايران معمول و شايع شد و از همان ايام صفاريان و سامانيان طرف توجه قرار گرفت و چنان‌كه مىدانيم يكى از امراى سلسلهء سامانى يعنى عبد الملك اول در ضمن همين بازى از اسب به زير افتاده جان سپرد . بازىگوى و چوگان در عصر صفويّه در اصفهان خيلى رواج يافت و غالب مسافرين اروپايى كه در آن عصر به اين شهر آمده‌اند اين امر را در كتب خود ذكر كرده‌اند ، از آن جمله تجّار و مسافرين هلندى كه در اواخر دورهء صفويّه به اصفهان مىآمدند آن را از ايرانيها آموختند [ 32 ] و به اسم بازى Polo به اروپا برده معمول داشتند . اين بازى امروز يكى از بهترين ورزشهاى سوارهء اروپائيان بخصوص انگليسهاست و خود معترف و مقرّند كه آن را از ايرانيها آموخته و به همين مناسبت هم ممنون و متشكر هستند .

--> ( 1 ) . در بالاى اين صفحه اقبال يادداشت كرده : چهارباغ - مدرسهء سلطانى - پل جلفا - پل خواجو - جلفا - فرح‌آباد - آبادى اصفهان - ويرانى آن